سرگذشت مهندسی صنایع: فردریک تیلور

فردریک تیلور وکیل‌زاده‌ای بود که با وجود پذیرفته شدن در آزمون ورودی دانشگاه هاروارد، ترجیح را به ورود به صنعت و کسب تجربه داد. بعدتر هم‌زمان با کار صنعتی تحصیلات خود را در رشته مهندسی مکانیک پی گرفت و با پیوند علم و تجربه زمینه‌ساز اتفاقات مهمی در دنیای صنعت شد.

بسیاری از تاریخ‌نگاران علم، فردریک تیلور را پدر مهندسی صنایع می‌دانند. تیلور مهندس مکانیک اهل فیلادلفیا بود که او‌ّل بار اصول مدیریت علمی را مدون و از این طریق علم مدیریت را متحول نمود. او معتقد بود باید روش‌های علمی جایگزین روش‌های مبتنی بر آزمون و خطا بشوند. این طرز تفکر و میل سیری‌ناپذیر تیلور به بهبود، او را به مطالعه دقیق و عمیق مفاهیم مهندسی سوق داد و بعدها او را به یک استاد همه‌ چیز‌ تمام پیاده‌سازی مفاهیم مهندسی در صنعت بدل ساخت و بدین شکل مقدمات ظهور یکی از کاربردی‌ترین شاخه‌های مهندسی به نام مهندسی صنایع را فراهم آورد.

فردریک تیلور کار را از پایین‌ترین رده‌های شغلی تا بالاترین سطوح مدیریتی تجربه کرده است. او در شرکت فولاد  Midvale ابتدا به عنوان اپراتور کارگاه ماشین‌کاری آغاز به کار نمود و سپس با عناوینی هم‌چون سرپرست کارگاه، سرپرست تعمیرات، رئیس دفتر نقشه‌کشی و مهندس ارشد پله‌های ترقی را یکی پس از دیگری طی کرد.

تیلور در سال ۱۸۸۱، در سن ۲۵ سالگی، پروژه مطالعه کار و زمان‌سنجی خود را در کارخانه فولاد Midvale آغاز کرد. مطالعه زمان یا Time Study شالوده‌ی تئوری‌های بعدی تیلور را تشکیل می‌داد. در اصل، تیلور اظهار داشت که با مشاهده دقیق کار اپراتورها و حذف حرکات اضافی، می توان بهره‌وری تولید را در یک کارگاه یا کارخانه افزایش داد.

پست های مرتبط :

چگونه در کار خودمان بهترین باشیم؟

احتمالاً این جمله را زیاد شنیده اید که ” دوره دوره ی آدمای متخصصه”

حرف بیراهی نیست. اجازه بدهید یک مثال بزنم. خودتان وقتی خودرویتان دچار نقص فنی می شود به سراغ چه افرادی می روید؟ مطمئناً افراد متخصص.

پس اولین گام برای بهترین شدن تبدیل شدن به یک متخصص واقعی است. این را هم بگویم که تخصص چیزی نیست که یک شبه بدست بیاید. ممکن است ماه ها و سال ها زمان ببرد تا فردی در زمینه ای تخصص پیدا کند.

البته کار به همین جا ختم نمی شود. چون مرحله بعدی هم وجود دارد. واقعیت این است که تخصص لازم هست اما کافی نیست. فرض کنید دو تعمیرکار متخصص و کاربلد را می شناسید. این بار کدام یک را انتخاب می کنید؟ عقل سلیم حکم می کند آن که مهارت بیشتری در تعمیر دارد. پس بعد از تخصص یافتن در یک موضوع باید در آن به مهارت رسید.

مهارت رابطه مستقیمی با تجربه دارد و اغلب مهارت ها حین کار بدست می آیند. به عنوان مثال وقتی در اکسل به مهارت می رسید که از آن در حل مسائل واقعی کارتان استفاده کنید. آن جاست که دیگر تابع sum و average به کار نمی آیند بلکه ترکیب توابع است که می تواند مفید باشد.

مرحله ی قبل از تخصص یافتن را از قلم انداختیم: “آموزش”

بله! آموزش شروع تمام ماجراهایی است که نقلش را شنیدید. آموزش را جدی بگیرید.

پست های مرتبط :

مشکلات صنعت و صنعت ISI نویسی ما ایرانی ها

روضه ارتباط دانشگاه و صنعت را به تفصیل شنیده اید. در آرمانی ترین حالت ممکن باید به درجه ای برسیم که دانشجو یک پایش در کارخانه باشد و پای دیگرش در کلاس درس. تا از این رهگذر اولاً کاربرد آموخته های تئوریکش را در عمل ببیند و ثانیاً فکر کند و راهکار بدهد و مشکلی را حل و فصل کند و از این طریق تجربه ای بیندوزد و مهارتی چند.

در باب معایب آموزش در مهندسی نیز قبل تر نطق کرده ایم: که ای کاش همان سیستمی که از یک دانشجوی پزشکی پزشک می سازد در تربیت مهندسان نیز به کار گرفته شود. این ها را بسیار گفته ایم و شنیده اید. دفتر ارتباط با صنعت دانشگاه ها هم از بطن همین روضه خوانی ها بیرون آمده و هدفش وصل کردن این دو تافته جدا بافته – صنعت و دانشگاه – به هم دیگر بوده و هست. کاری به توفیق یا عدم موفقیتش ندارم.

در حوزه تولید و صنعت، مشکلات لاینحلْ بسیار داریم که حل شان کار علمی می خواهد و تحقیق و پژوهش. و چه کسی بهتر از استاد و دانشجویی که کباده علم را به دوش می کشد و خود را وارث علم و دانش و دانشگاه می داند؟

استاد و دانشجو هم تا دلتان بخواهد داریم، اما انگار کمر بستن به حل مشکلات صنعت یک جور کم سوادی و بی کلاسی محسوب می شود و در عوض ISI دادن اِندِ باسوادی.

واقعاً ناراحت کننده تر از این که در میان خیل عظیم پایان نامه ها و مقالات مختلفی که دانشجویان و اساتید ایرانی به ویژه در رشته مهندسی صنایع نوشته اند و می نویسند هیچ ردپایی از کار واقعی و عملیاتی دیده نمی شود چیست؟

📈 اما چگونه؟

متن فوق را دیروز بعد از یک جلسه کاری دو ساعته با تیمی از دانشجویان دانشگاه شریف، که جملگی صنایع خوانده بودند، نوشتم. این تیم سه نفره به رهبری یکی از اساتیدشان، مشاور پروژه SCM شرکت ما هستند.

کاری به نگاه تئوریک بعضی هایشان به مسائل واقعی ندارم. حرف یکی از دوستانم که می گفت این بچه های دانشگاهی می آیند وسط و پروژه ها را داغان می کنند را هم خیلی قبول ندارم. همین که به ISI دادن که هیچ نفعی به صنعت و مملکت نمی رساند بسنده نکرده اند برایم خیلی جالب بود.

از این دست اساتیدِ فعال در صنعت در خیلی از دانشگاه ها داریم. قبول دارم در شهرهای غیرصنعتی این امکان کم تر فراهم می شود اما آن هایی که چنین فرصت هایی دارند و کاری نمی کنند خاسرترین افرادند.

پست های مرتبط :

عجایب توتوتا


در سال ۲۰۰۳ سود خالص تویوتا بالغ بر ۸٫۳ میلیارد دلار بود که از مجموع سود سه شرکت امریکایی فورد، جی ام و کرایسلر بیشتر بود. در همان سال، ارزش سهام سه شرکت معروف امریکایی سقوط می کند در حالی که ارزش سهام تویوتا نسبت به سال ۲۰۰۲ حدود ۲۴ درصد رشد را تجربه می کند. تویوتا لکسوس را در سال ۱۹۸۹ به عنوان برند لوکس ساز خود معرفی کرد و در سال ۲۰۰۲ از شرکت هایی هم چون فورد، بی ام و، جنرال موتورز و بنز بیشتر فروخت. تویوتا در ۱۲ ماه عملیات توسعه محصول خود را به اتمام می رساند در حالی که رقبای آمریکایی آن دارای زمان توسعه محصول ۲۴ الی ۳۶ ماهه می باشند (برای اطلاعات بیشتر به کتاب تولید ناب : ماشین که جهان را تغییر داد مراجعه کنید). تعداد خودرو های معیوب جمع آوری شده تویوتا در سال ۲۰۰۳ نسبت به فورد ۷۹ درصد و نسبت به کرایسلر ۹۲ درصد کمتر بود. تویوتا کمری از سال ۲۰۰۳ الی ۲۰۰۶ بطور مدوام بهترین خودروی سدان در دنیا انتخاب شد. بیش از ۵۰ درصد خودروهای تویوتا برای خرید سفارش شده اند در حالیکه این عدد برای فورد کمتر از ۱۰ درصد برای جی ام کمتر از ۵ درصد و برای کرایسلر در حدود ۰ درصد می باشد.

به همین دلیل است که برروی تولید ناب تاکید می شود.

منبع : کانال تلگرام @leankaizen

پست های مرتبط :

فیل سفید

در افسانه ای قدیمی آمده است که پادشاهی یک فیل سفید به پادشاه مملکت دیگری هدیه می دهد. پادشاه صاحب فیل سال های سال هزینه ی زیادی را صرف نگهداری فیل سفید می کند و پسینیان او نیز بی آن که فلسفه ی این کار را بدانند راهش را ادامه می دهند. حرف حساب یا ناحساب شان هم این است که «هزینه زیادی را صرف نگهداری اش کرده ایم حیف است رهایش کنیم»

در عالم کسب و کار و زندگی هم فیل سفید داریم. فیل های سفید کسب و کار و زندگی همان کارهایی هستند که مدت ها بی آن که نتیجه ای داشته باشند و دلیلی منطقی، انجامشان می دهیم و هزینه ای بسیار (پول، زمان و …) را صرف شان می کنیم و صرفاً به دلیل هزینه های انجام شده کنارشان نمی گذاریم.

فیل های سفید زندگی و کسب و کارتان را بشناسید و رهایشان کنید …

پست های مرتبط :

واقعیت بهبود

بهبود پیش از آن که برنامه و راهکار و پروژه بخواهد آدم های پایِ کار می خواهد و بیش از هر چیز دیگری عشق به بهتر شدن. نتایج خوب اتفاقی بدست نمی آیند. همت بلند می طلبند و طرحی نو. باور کنید با همان طرز تفکری که خود زاینده مشکلات است نمی توان مشکلی را حل و فصل کرد. نتایج خوب از پسِ تغییراتِ خوب می آیند و این میسر نمی شود مگر با رها شدن از بندِ تفکرات تار عنکبوت بسته سنتی.

خیلی ها از این که کارِ جدید و متفاوتی انجام بدهند احساس خوبی ندارند. انتظار دارند بی هیچ زحمتی همه چیز گل و بلبل بشود. غافل از این که بهبود یعنی انجام کارهایی که قبلاً هیچ وقت انجامشان نداده ای (این را من نمی گویم شیجیو شینگویِ بزرگ می گوید).

پست های مرتبط :

کفش ملی

به واسطه‌ی بُنی که به خانم همسر داده شده بود بعد از سال‌ها به کفش ملی رفتیم و از تنوع، کیفیت، قیمت و سرویس‌دهی آن غافلگیر شدم. با پول یک جفت کفش ژئوکس، شش جفت کفش خریدیم. در همان نیم ساعت از دو مشتری دیگر جمله‌ی معروفی که کفش ملی مرگ ندارد را نیز شنیدم (البته این سال هاست که پارادایم غالب مارکتینگ نیست). آن قدر حس خوبی تجربه کردم که گفتم آن را در این وانفسا با شما به اشتراک بگذارم و کار نکرده مارکتینگ این شرکت را در حد بضاعت انجام دهم. ای‌ کاش این برند به سرنوشت ارج و آزمایش دچار نشود. برندها سرمایه‌های ملی هستند نه دارایی‌های شخصی!

نقل مستقیم از لینکداین نعیم ابراهیمیان

پست های مرتبط :

مهندس کیست و که نیست؟!

وعده کرده بودم که در اولین فرصت در رابطه با روز مهندس و مهندسی به تفصیل بنویسم. در باب این که مهندس کیست و که نیست؟ و آیا می توان کسی را به صرفِ داشتن یک دانشنامه – خواه از دانشگاه صنعتی شریف خواه از دانشگاه پیام نور حسن آباد سفلی – مهندس خطاب کرد یا خیر؟

حال الوعده وفا: قصد دارم نگاه و نگره ی شخصی ام به این موضوع را برایتان بازگو کنم. البته نه به تفصیل که در حد حوصله ی خودم و شما. اصراری هم بر درست بودنش ندارم.

ابتدا به ساکن باید عرض کنم این جمله که ”  فارغ از مدرک تحصیلی، اگر پلی ساختید برای عبور از افکار منفی، شما یک مهندس هستید” را به طرز فجیعی قبول ندارم. حتی یک درصد! به قول دوستی اگر چنین پلی را ساختی و یا توان ساختنش را داشتی احتمالاً تو یک روان شناس یا روان پزشک هستی تا یک مهندس.

درست است که مهندسی در معنا و مفهوم درونی اش فقط و فقط تحصیلات و آن یک برگ کاغذی که دانشنامه یا مدرکش می نامند نیست اما آن قدرها هم نامرتبط با آن نیست که بتوان هر نورسیده ی تکیه به مسندزده، حتی آن برادر “حقوق” خوانده را به خاطر یک لیسانسِ گرفته یا نگرفته، مهندس خواند. البته این ها همه یک مشت بدیهیات سطحی بیش نیست و روا نیست خودمان را خیلی درگیرشان کنیم. نکته مهم و پرسش اصلی این است که چه ویژگی هایی از یک دانشگاه رفته ی مدرک به دست یک مهندس می سازد.

اگر بخواهیم تعریفی از مفهوم “مهندسی” بدست دهیم به نظر این حقیر، که اتفاقاً نظر خیلی از بزرگان و متخصصان اهل علم نیز بوده و هست، حل مسئله یا آن گونه که آن ورِ آبی ها می گویند “Problem Solving” بهترین توصیف و تعریف خواهد بود. با این تعبیر، Problem Solving نه فقط یک مهارت که جانِ مهندسی است و مهندس کسی است که توان حل مشکلاتی که پیش بینی شده یا پیش‌بینی نشده رخ می نمایند را داشته باشد. مهم ترین تفاوت مهندس و دانشمند نیز در همین عبارت مستتر است. دانشمند کارش “جمع آوری، دسته بندی، سازماندهی و تفسیر دانش ها” است و مهندس “استفاده از این دانش ها برای حل مشکلات”.

پس اگر توانستی با نگاهی سیستمی بارِ سنگین مشکلی را از دوش سازمانت برداری، اگر توانستی تئوری هایِ بلدشده ی دانشگاهی ات را در عمل به کار گیری تو یک مهندسی.

مجتبی ذوالفقاری

پست های مرتبط :

از کف کارگاه تا بام مدیریت

چیزی که در شرکت‌های ناب به ویژه تویوتا شاهد آن هستیم شروع از پایین‌ترین سطوح کاری و سپس تلاش برای رسیدن به سطوح بالاتر است. به عنوان مثال اکثر مهندسان تویوتا مدتی را در خطوط مونتاژ در کنار کارگران زیر نظر استادکاران می‌گذرانند و سپس به واحدهای مرتبط می‌پیوندند. این نکته را برای بیان این موضوع مطرح کردیم که شاید لازم باشد برای پیشرفت از کف کارگاه شروع کنید.

مثال زنده این موضوع برای من یکی از دوستانم است که ابتدا برای انجام زمان‌سنجی با یکی از شرکت‌های فعال در تهران قرارداد بست. سپس چندماه بعد مسئول آمارِ سالن‌های تولید آن شرکت شد. شاید به نظر برسد این مشاغل برای یک مهندس صنایع دانش‌آموختهٔ دانشگاه امیرکبیر چندان مناسب نباشد اما جالب است بدانید وی در این مدت با نشان دادن توانایی‌های خود به استخدام واحد صنایع آن شرکت درآمد و شک ندارم اگر وضع به همین منوال پیش برود روزی به مقام مدیریت کارخانه خواهد رسید. اگر به خودتان ایمان دارید از هر کجا شروع کنید به قلّه خواهید رسید.

پست های مرتبط :

چالش های واحد برنامه ریزی تولید

در این باره به زودی و به تفصیل خواهم نوشت …

پست های مرتبط :