دوره ی زمان سنجی و بالانس خط تولید

زمان‌سنجی یک کار علمی است

این جمله را اگر قبل‌تر کس دیگری به کار نبرده باشد (من که آن را جایی ندیده‌ام) می‌توانم آن را عمیق‌ترین قسمت درک و فهمم از این مفهوم به شدت کاربردی مهندسی صنایع بدانم. این را گفتم تا افتتاحی باشد بر معرفی دوره‌ی آموزشی جدیدم با عنوان “زمان‌سنجی و بالانس خطوط تولید و‌ مونتاژ به کمک نرم افزار FLB”

شروع قصه:
اولین حادثه‌ی کاری‌ای که از نزدیک شاهدش بودم قطع شدن بند اول انگشت دست یکی از اپراتورهای پرسکاری بود. بقیه را نمی‌دانم اما من آن روز به خیلی چیزها فکر کردم. بیش‌تر به این‌که آن بنده خدا که به خاطر درست عمل نکردن ما مهندسان به چنین روزی افتاده است دو-سه ماه تمام آن هم در این اوضاع بلبشون اقتصادی چگونه چرخ زندگانی‌اش را بچرخاند؟ (کلی هم غصه خوردم). به جای خالی “مطالعه کار” در صنایع کشور هم خیلی فکر کردم. به این‌که با استفاده از تکنیک‌های ساده‌ی روش‌سنجی تا چه حد می‌توان فرآیند تولید را ساده‌تر کرد و بهبود بخشید و از بروز چنین اتفاقاتی پیشگیری نمود.

کاهش هزینه‌ها:
علاوه بر جنبه های ایمنی، تکنیک‌های زمان‌سنجی و کارسنجی به طرز عجیبی می توانند هزینه‌های تولید را کاهش دهند و مرهمی باشند بر دردهای بی‌شمار تولید در این صنعت بی در و پیکر. بعضی وقت‌ها از دیدن این حجم کارهایی که می‌توانیم انجام دهیم و انجام نمی‌دهیم(چرا؟!) واقعا حرص می‌خورم.

مشکل اصلی:
علاوه بر جنبه های ایمنی، تکنیک‌های زمان‌سنجی و کارسنجی به طرز عجیبی می توانند هزینه‌های تولید را کاهش دهند و مرهمی باشند بر دردهای بی‌شمار تولید در این صنعت بی در و پیکر. بعضی وقت‌ها از دیدن این حجم کارهایی که می‌توانیم انجام دهیم و انجام نمی‌دهیم(چرا؟!) واقعا حرص می‌خورم. البته انجام این قبیل کارها در محیط‌های صنعتی کشور چندان هم آسان نیست. دروغ چرا؟! انجام هر نوع “بهبود” کار دشواری است. دلیل دارد. از “در باغ نبودن مدیران” بگیرید تا “توجیه نبودن کارگران” و “بی‌اعتمادی‌شان به این‌جور کارها” که آن هم دلایل خاص خودش  را دارد(این یکی را نمی‌گویم چون سطحی‌نگری‌های خودمان به عنوان مهندس لو می رود)

در باب دوره:
در این دوره سعی کرده‌ام مهم‌ترین تکنیک‌های علمی و عملی جهت بهبود عملیات‌های تولیدی و نیز مفاهیم زمان‌سنجی را به تفصیل و به شکل کاملا #کاربردی بیان کنم. امیدوارم این دوره‌ی در شرف تولد به مانند “دوره‌‌ی برنامه‌ریزی تولید کاربردی و دوره‌ی مدیریت، کنترل و بهینه‌سازی موجودی” بتواند رضایت قاطبه مخاطبان را بدست آورد.

سرگذشت مهندسی صنایع: فردریک تیلور

فردریک تیلور وکیل‌زاده‌ای بود که با وجود پذیرفته شدن در آزمون ورودی دانشگاه هاروارد، ترجیح را به ورود به صنعت و کسب تجربه داد. بعدتر هم‌زمان با کار صنعتی تحصیلات خود را در رشته مهندسی مکانیک پی گرفت و با پیوند علم و تجربه زمینه‌ساز اتفاقات مهمی در دنیای صنعت شد.

بسیاری از تاریخ‌نگاران علم، فردریک تیلور را پدر مهندسی صنایع می‌دانند. تیلور مهندس مکانیک اهل فیلادلفیا بود که او‌ّل بار اصول مدیریت علمی را مدون و از این طریق علم مدیریت را متحول نمود. او معتقد بود باید روش‌های علمی جایگزین روش‌های مبتنی بر آزمون و خطا بشوند. این طرز تفکر و میل سیری‌ناپذیر تیلور به بهبود، او را به مطالعه دقیق و عمیق مفاهیم مهندسی سوق داد و بعدها او را به یک استاد همه‌ چیز‌ تمام پیاده‌سازی مفاهیم مهندسی در صنعت بدل ساخت و بدین شکل مقدمات ظهور یکی از کاربردی‌ترین شاخه‌های مهندسی به نام مهندسی صنایع را فراهم آورد.

فردریک تیلور کار را از پایین‌ترین رده‌های شغلی تا بالاترین سطوح مدیریتی تجربه کرده است. او در شرکت فولاد  Midvale ابتدا به عنوان اپراتور کارگاه ماشین‌کاری آغاز به کار نمود و سپس با عناوینی هم‌چون سرپرست کارگاه، سرپرست تعمیرات، رئیس دفتر نقشه‌کشی و مهندس ارشد پله‌های ترقی را یکی پس از دیگری طی کرد.

تیلور در سال ۱۸۸۱، در سن ۲۵ سالگی، پروژه مطالعه کار و زمان‌سنجی خود را در کارخانه فولاد Midvale آغاز کرد. مطالعه زمان یا Time Study شالوده‌ی تئوری‌های بعدی تیلور را تشکیل می‌داد. در اصل، تیلور اظهار داشت که با مشاهده دقیق کار اپراتورها و حذف حرکات اضافی، می توان بهره‌وری تولید را در یک کارگاه یا کارخانه افزایش داد.

پست های مرتبط :

ترجمه کتاب شیجیو شینگو

نظر مرا بخواهید در عالم مهندسی صنایع، ژاپنی‌ها اهل‌ترین کسانی هستند که می‌توان از آن‌ها چیزهای بدردبخوری یاد گرفت. این موضوع را اوّل بار وقتی کتاب ارزشمند A Study Of The Toyota Production System From An Industrial Engineering Viewpoint را می‌خواندم درک کردم. این کتاب را یکی از مهندسان صنایع شرکت تویوتا به نام شیجیو شینگو نوشته است. اهالیِ تویوتا شیجیو شینگو را به دلیل نگاه تیزبینانه‌اش در کشف اتلاف‌ها و‌ بهبود فرآیندهای تولید، مرد چشم‌میکروسکوپی نامیده‌اند و به پاس قدردانی از زحماتش، عکسش را در کنار عکس دیگر بزرگان این کمپانی، بر در و دیوار تمامی کارخانه‌های تویوتا در اقصی نقاط دنیا نصب کرده‌اند.

زمانی که برای دومین بار این کتاب را با ولع تمام می‌خواندم، به توصیه یکی از دوستان تصمیم به ترجمه آن از انگلیسی به فارسی گرفتم. برنامه‌اش را برای سال آینده ریخته‌ام و امیدوارم بتوانم به شیوه خودِ تویوتا، با رویکردی ناب و با کم‌ترین اتلاف، این کار را به سرانجام برسانم و  دین خود به جامعه مهندسی صنایع را ادا کنم.

پست های مرتبط :