مهندس کیست و که نیست؟!

وعده کرده بودم که در اولین فرصت در رابطه با روز مهندس و مهندسی به تفصیل بنویسم. در باب این که مهندس کیست و که نیست؟ و آیا می توان کسی را به صرفِ داشتن یک دانشنامه – خواه از دانشگاه صنعتی شریف خواه از دانشگاه پیام نور حسن آباد سفلی – مهندس خطاب کرد یا خیر؟

حال الوعده وفا: قصد دارم نگاه و نگره ی شخصی ام به این موضوع را برایتان بازگو کنم. البته نه به تفصیل که در حد حوصله ی خودم و شما. اصراری هم بر درست بودنش ندارم.

ابتدا به ساکن باید عرض کنم این جمله که ”  فارغ از مدرک تحصیلی، اگر پلی ساختید برای عبور از افکار منفی، شما یک مهندس هستید” را به طرز فجیعی قبول ندارم. حتی یک درصد! به قول دوستی اگر چنین پلی را ساختی و یا توان ساختنش را داشتی احتمالاً تو یک روان شناس یا روان پزشک هستی تا یک مهندس.

درست است که مهندسی در معنا و مفهوم درونی اش فقط و فقط تحصیلات و آن یک برگ کاغذی که دانشنامه یا مدرکش می نامند نیست اما آن قدرها هم نامرتبط با آن نیست که بتوان هر نورسیده ی تکیه به مسندزده، حتی آن برادر “حقوق” خوانده را به خاطر یک لیسانسِ گرفته یا نگرفته، مهندس خواند. البته این ها همه یک مشت بدیهیات سطحی بیش نیست و روا نیست خودمان را خیلی درگیرشان کنیم. نکته مهم و پرسش اصلی این است که چه ویژگی هایی از یک دانشگاه رفته ی مدرک به دست یک مهندس می سازد.

اگر بخواهیم تعریفی از مفهوم “مهندسی” بدست دهیم به نظر این حقیر، که اتفاقاً نظر خیلی از بزرگان و متخصصان اهل علم نیز بوده و هست، حل مسئله یا آن گونه که آن ورِ آبی ها می گویند “Problem Solving” بهترین توصیف و تعریف خواهد بود. با این تعبیر، Problem Solving نه فقط یک مهارت که جانِ مهندسی است و مهندس کسی است که توان حل مشکلاتی که پیش بینی شده یا پیش‌بینی نشده رخ می نمایند را داشته باشد. مهم ترین تفاوت مهندس و دانشمند نیز در همین عبارت مستتر است. دانشمند کارش “جمع آوری، دسته بندی، سازماندهی و تفسیر دانش ها” است و مهندس “استفاده از این دانش ها برای حل مشکلات”.

پس اگر توانستی با نگاهی سیستمی بارِ سنگین مشکلی را از دوش سازمانت برداری، اگر توانستی تئوری هایِ بلدشده ی دانشگاهی ات را در عمل به کار گیری تو یک مهندسی.

مجتبی ذوالفقاری

پست های مرتبط :

اثر شلاق چرمی

این تصویر اثر شلاق چرمی را به خوبی نشان می دهد. یک تغییر کوچک در تقاضای مشتری باعث می شود توفانی سهمگین از موجودی ها در عقبه ی زنجیره تأمین به راه افتد. بیشتر خواهم نوشت در این مورد!

 

پست های مرتبط :

کتاب تفکر سیستمی، مبانی، ابزار و روش

تفکر سیستمی یعنی هنر دیدن جنگل از میان درختان. یعنی هر معلول را علتی است و هر علت خود معلول علتی دیگر و این زنجیره علت و معلول ها از یک نقطه شروع و به همان نقطه ختم می شود. بدون تفکر سیستمی فقط پیش پایمان را می بینیم و نمی توانیم از عواقب و پی آمدهای تصمیمات مان آگاه شویم. تفکر سیستمی یعنی بدانیم مسائل و مشکلات امروزمان نتیجه تصمیماتی است که دیروز گرفته ایم و مشکلات فردا برآیند تصمیمات امروزمان. برای شروع یادگیری تفکر سیستمی کتاب تفکر سیستمی، مبانی، ابزار و روش – دکتر قاسم مختاری بهترین منبع است.

لینک اصلی

لینک کمکی

این کتاب را به دقت و باحوصله زیاد مطالعه کنید.

پست های مرتبط :